معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

202

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

محبوب ، آنجا يعقوب يوسف را در بر گرفته بود و به زيور آراسته ، اينجا يعقوب دل يوسف ايمان را در بر گرفته ، و جمال با كمالش را به حليهء « 1 » طاعات و عبادات در زيور گرفته ، ديدهء رمد ديدهء خود را به مطالعهء دقايق حسنش آبى مىدهد « 2 » و رشتهء جان را بهر تارى از جعد مسلسل حبل متينش ، تابى مىدهد ، بيت الاحزان سينه بنور و جمال يوسف ايمان روشن « 3 » ، و خارستان عصيان به آب نوال و نسيم بهار وصالش گلشن ، برادران پانزده‌گانه حسد و عداوت و حقد و غفلت « 4 » و غضب و بغض « 5 » و طمع و بخل و مكر و خيانت و مخادعت در قصد « 6 » يوسف امانت « 7 » ، چاه ضلالت ترتيب داده ، و گرگ شيطان مدتيست كه به قصد يوسف ايمان دندان خذلان تيز كرده ، اخوان صفات ذميمه هر لحظه تيرى از جعبهء تدبير بجانب يعقوب دلت مىاندازند . به قصد آنكه يوسف ايمان را از يعقوب دل و جان جدا سازند ، گاهى بمكر و حيله يعقوب دل را مىخواهند بفريبند و گاهى بسحر و فسون يوسف ايمان را بلهو و لعب مفتون گردانند ، گاهيش به ازهار و انوار بهار حيات فانى به صحراى آمال و امانى خوانند ، و گاهيش بفريب و غرور در چاه ظلمانى شهوات نفسانى دراندازند « 8 » . هان و هان واقف باش تا يوسف ايمانت را ازين فريبندگان نگاه دارى ، و اگر عياذا باللّه به چاه گناه افتد فى الحال بحبل متين « لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ » از آن چاه بيرون آورى ، و اگر نه آن بودى كه يوسف ايمان در كنف و حفظ و حمايت ملك ديّان بودى ، يك نفس ايمان ، از چنگ گرگ شيطان ، امان نيافتى آنجا يعقوب رقيب يوسف بود ، لاجرم برادرانش از كنار پدر بدر بردند ، اينجا مقلب القلوب جل و علا حافظ و نگهبان ايمان تست لاجرم در كنف عصمت رحمت رحمانست ، و فارغ

--> ( 1 ) - د : بحلى طاعت و عبادت . ( 2 ) - د - ح : و رشتهء جان را . ( 3 ) - د : بنور جمال يوسف ايمان روشن است . ( 4 ) - د : غل ( 5 ) - د : به قضا . ( 6 ) - د : در صدق . ( 7 ) - د : ايمانست . ( 8 ) - د - ح : اندازند .